noonva
-
01:40:41 ب.ظ on سپتامبر 7, 2008 | # |
در زمان هاي بسيار قديم ، در ابتداي خلقت بشر ، انسان ها داراي کالبد ترکيبي از زن و مرد بودند؛ کالبدي که 2 سر داشت و درست مثل 2 انسان کامل در کنا هم قرار گرفته بود. موجودي بود پرقدرت، توانمند و بي رقيب و به دليل همين اقتدار بي رقيب ، مورد حسادت خدايان بزرگ يونان قرار گرفت . تا انجا که فرمانروايان تصميم گرفتند با هر حيله ممکن اين قدرت را از انسان بگيرند. پس با ترفندي همچون صاعقه ، انسان قدرتمند را به 2 نيم کردند به طوري که زن و مرد وجودي انسان ، از هم تفکيک شدند. زن مخلوقي مستقل شد و مرد موجودي ديگر. از همان زمان انسان قدرتمند، توانايي افسانه اي و بي رقيب خود را از دست داد .پس از مدتي براي باز پس گيري قدرت از کف داده ، به اين نتيجه رسيد که براي بازگشت به آن دوران پر شکوه و جلال بايد دوباره نيمه از دست رفته خود را پيدا کند و در پناه اتحاد با آن نيمه به عزت و اقتدار گذشته باز گردد. در جستجوي يافتن همرا زندگي ، هرگاه نيمه گمشده اصلي خود را به دست آورد به همان قدرت و شکوه بازگشت و سعادت و کاميابي را در زندگي تجربه کرد و اگر نيمه اي را براي خود برگزيد که متعلق به کالبدي ديگر بود ، روي آرامش و خوشبختي را نديد.
Alberto 2:04 ب.ظ on سپتامبر 7, 2008 | # |
زيبا بود
ممنون نونوا
macromediax 6:42 ب.ظ on سپتامبر 8, 2008 | # |
معرکه بود …