گروه وبلاگ نویسان ایرانی وردپرس

Updates from ardavan RSS

  • 08:25:46 ق.ظ on می 7, 2008 | 0 | # |
    برچسب‌ها,

    اردوان روزبه

    ardavan.roozbeh@gmail.com

    یک خبر پیش از گزارش:

    حزب موتلفه اسلامی با انتشار بیانیه‌ای به مناسبت روز جهانی آزادی مطبوعات، از دست‌اندركاران مطبوعات ایران خواست خط قرمزهای نظام را رعایت کنند.

    به گزارش ایسنا، این حزب در بیانیه خود از مطبوعات خواسته است «اسلام، اصل و اصول انقلاب را زير سوال نبرند»، «جنجال‌آفرينی نكنند و فضای كشور را فضای تشنج مطبوعاتی قرار ندهند»، «نظام را تضعيف نكنند»، و «به گونه‌اي قلم نزنند كه افكار عمومی افق آينده خود را تيره و مه‌آلود ببينند».

    —-

    مطبوعات حق دارند نظرات، انتقادهای سازنده، پیشنهادها، توضیحات مردم و مسئولین را با رعایت موازین اسلامی و مصالح جامعه درج و به اطلاع عموم برسانند. همچنین هیچ مقام دولتی و غیردولتی حق ندارد برای چاپ مطلب و یا مقاله‌ای درصدد اعمال فشار بر مطبوعات برآید و یا به سانسور و کنترل نشریات مبادرت کند.

    این دو ماده از فصل سوم قانون مطبوعات در ایران است. نکاتی که می‌تواند برای یک روزنامه‌نگار احساس امنیت حرفه‌ای را به ارمغان آورد. اما اشکال از اینجا آغاز می‌شود که هر روز می‌خوانیم تعدادی روزنامه‌نگار دستگیر و یا محکوم به زندان و مجازات‌های سنگین شده‌اند. سوم می، روز آزادی مطبوعات است. این روز در سال ۱۹۹۳ از سوی مجمع عمومی سازمان ملل به عنوان روز جهانی آزادی مطبوعات اعلام شده است. این روز موقعیتی است برای ارج نهادن به آزادی مطبوعات، بررسی وضعیت آزادی مطبوعات، دفاع از مطبوعات در برابر حملات بر علیه استقلال‌شان و بزرگداشت خبرنگارانی که در هنگام کار جانشان را از دست داده‌اند.

    پیش از نوشتن چند روز گذشته در مطبوعات ایران کمتر مطلبی در این مورد دیدم، انگار موضوع آزادی مطبوعات به دلایل عدیده، دیگر دلیلی برای طرح ندارد.

    با یک مرور خواهیم فهمید محکومیت برای نوشتن، موضوع تازه‌ای در ایران نیست. این ماجرا حتا برمی‌گردد به روزهای ابتدای انقلاب در ایران به سال 57 – که بسیاری از روزنامه نگاران، موجی از مطبوعات نو را در ایران راه انداختند. از کتاب جمعه احمد شاملو تا تهران مصور مسعود بهنود. امید ایران و سیاه و سفید تا آیندگان. اما بعد یک به یک بسته شدند و یا خود خواسته، بستند. انگار قانونی نانوشته سرنوشت آنان را رقم می‌زد.

    اما تعریف آزادی برای مطبوعات با نگرشی یک‌سویه که در ایران دهه 60 شکل گرفت به مرور موضوعیتش تغییر کرد. به نوعی که اگرچه نظام مجبور به برخوردهای قهری بود، اما این میزان دربرابر مواردی که تعریف‌شان از آزادی در چارچوب عقاید نظام بود بسیار قلیل بود و در عمده مطبوعات موضوع نقد عملکرد نظام نبود.

    زمان فرصتی بود و جریان نو روزنامه نگاری مبتنی بر روشنفکری آزاد و تکثر در عقاید در راه بود. این جریان روزنامه نگاری نو بعد از آغاز جنبش ترجمه و موج نوی ارتباطات فراتر از رسانه‌های شنیداری و دیداری دولتی، مسیری تازه یافت. وجود صداهایی بجز چهارچوب نظام و اعلام حضور آنها اگرچه برای بسیاری سخت بود، اما غیرقابل انکار می‌نمود. وبلاگ نویسی یکی از مواردی بود که به یمن همین اتفاقات حادث شد.

    اینک به یمن تکنولوژی و رسانه‌های نو، روزنامه نگاران علیرغم فشارهای اجتماعی و دولتی در فرآیند روزنامه‌نگاری، توانسته‌اند چون یک رسانه فردی عمل کنند و هر روز خود را از دایره نظارت بیشتر خارج کنند. برای یک روزنامه‌نگار شرایطی فراهم شده که بتواند بر روی وبلاگ خود آنچه را که در یک مطبع خط قرمز رویش کشیده می‌شود، منتشر کند.

    با این شکل است که هر روز بر اهمیت وجود خبرنگار - شهروند افزوده می‌شود. اگرچه فشارهایی نیز بر روی وبلاگ نویسان وجود دارد اما این در مقابل میزان پرافزون اطلاعاتی که هر روز به واسطه آن منتشر می‌شود، به نظر بسیار اندک می‌آید.

    باید توجه داشت هر ساله فشارهای بیشتری بر روزنامه نگاران جهان به لحاظ آزادی وارد شده است و این محدود به ایران نبوده. چنان‌چه در گزارش سازمان غیردولتی «خانه آزادی» آورده شده، آزادی مطبوعات در جهان در سال 2007 میلادی همچنان روند نزولی داشته است. این سازمان درباره ایران معتقد است که اگرچه مطبوعات در ایران آزادی بالایی نداشته‌اند اما به دلیل وجود رسانه‌های وبلاگی و امکان دستیابی به اینترنت، ایران پایین ترین سطح آزادی را نداشته است. همین سازمان کره شمالی و میانمار را دو کشور با پایین ترین سطح آزادی مطبوعات بیان کرده. با توجه به همین مسئله کم نیستند روزنامه نگارانی که با روی‌کرد آزاد نویسی بسوی رسانه وبلاگی روی آورده‌اند.

    توجه به این موضوع حائز اهمیت است که میزان آزادی مطبوعات یکی از شاخص‌های رشد یک کشور محسوب می‌شود. وجود روزنامه نگاران دربند یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف یک حکومت برآورد می‌شود.

    سازمان گزارشگران بدون مرز از آزادی مطبوعات به این شکل یاد می‌کند: تلاش برای آزادی روزنامه‌نگاران زندانی یک مبارزه صنفی نیست. دفاع از آزادی اطلاع رسانی و در عین حال دفاع از حق دانستن است. این حرکت یادآور این امر است که بدون آزادی مطبوعات، آزادی و بدون مطبوعات مستقل و کثرت گرا، دموکراسی وجود ندارد. این مبارزه باید امر همگان باشد.

    اینک به روایتی در حال حاضر بیش از یکصد هزار وبلاگ فارسی در وبلاگستان ایرانی وجود دارد (برخی منابع این رقم را چندین برابر در کل سرویس دهنده‌های وبلاگی می‌دانند). بعضی از آنان نیز حتا به عنوان منابع خبری برای رسانه‌های رسمی به کار گرفته می‌شود. کافی است نقش این وبلاگ‌ها را در مواردی مانند سقوط هواپیمای سوخو نیروی هوایی در فرودگاه مهرآباد تهران و یا انفجار در حسینیه شیراز بررسی کنید تا دریابید که وبلاگستان می‌تواند در بسیاری از موارد از رسانه های کلاسیک پیشی بگیرد. شاید برای بسیاری از نظام‌ها این خود یک خطر باشد که با روش‌هایی مانند فیلترینگ بخواهند موجب جلوگیری از این جریان باشند. اما تجربه ثابت کرده است که کار به این سادگی نیست و نیک باید دانست وبلاگ به نوعی با توجه به فاکتور هایی در ایران مولود روش‌های کنترلی شدید است.

    در نهایت اصل یازده اعلامیه جهانی حقوق بشر می‌گوید:

    هر فردی حق آزادی عقیده و بیان دارد و این حق مستلزم آن است که کسی از داشتن عقاید خود بیم و نگرانی نداشته باشد و در کسب و دریافت و انتشار اطلاعات و افکار به تمام وسایل ممکن بیان و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد.

    .